هر چیز که در جستن آنی آنی - تاریخ: 1404/9/2 ساعت: 18:33
تا در طلب گوهر کانی کانیتا در هوس لقمهٔ نانی نانیاین نکتهٔ رمز اگر بدانی دانیهر چیز که در جستن آنی آنی نويسنده:علیرضا |  پنجشنبه چهارم اردیبهشت ۱۴۰۴ |  Adblock test (Why?)
حاشا که ذکر نام علی بی وضو کنم - تاریخ: 1404/9/2 ساعت: 18:33
هر دم زنم ولای علی جستجو کنم هر جا روم ز حُبِّ علی گفتگو کنم شهدم دهی به لب نزنم جز بنام او زهرم دهی به یاد رُخش در گلو کنم با کعبه هم به نام علی آشنا شدم چون زادگاه اوست بر آن قبله رو کنم گویم یکی حدیث من از نَعت مرتضی با او مشام اهل ولا مشکبو کنم روز نبی به حجرۀ زهرا رسید و گفتاوَّل خوش است کز گل ...
دل شکن - تاریخ: 1403/5/17 ساعت: 20:15
به که گویم ، چه بگویم ؟که چه کرده ، غم تو به ماهمه سوزم ، همه دردم ، به خدا ، به خدا ، به خدایار بیگانه نوازم شرح عشق جان گدازمقصه ای از سوز و سازم با تو می گویم امشبتا که چشم جان گشودم شمع پنهان وجودمشعله زد در تار و پودم آه جانسوزم امشبتو ندانی که چه کردی به من و دل من به خداچه غمت از من بی دل تو ...
بدون تو چه پروازی چه احساسی چه آوازی - تاریخ: 1401/11/26 ساعت: 16:05
بدون تو چه پروازی چه احساسی چه آوازیتویی که از صدای من شراب کهنه میسازیبیا خوبم که میدانم در این بازی نمیبازینیازو تو خودم کشتم که هرگز تا نشه پشتمزدم برچهره ام سیلی که هرگز وانشه مشتممن آن خنجر به پهلویم که دردم را نمی گویمبه زیر ضربه های غم نیوفتد خم به ابروممرا اینگونه گرخواهی دلت را آشیانم کنمن ...
چو نوشم داده ای زهرم منوشان - تاریخ: 1401/3/5 ساعت: 12:18
به تیغم گر زنیبه تیغم گر زنی دستت نگیرمماه منای سرو بلند بالارویت را به ما بنماوگر تیرم زنیوگر تیرم زنی منت پذیرمماه منای سرو بلند بالارویت را به ما بنمابنازم چشم مستت رانبینم من شکستت راچو مستم کرده ای مستور و منشینای سرو بلند بالارویت را به ما بنماچو نوشم داده ایچو نوشم داده ای زهرم منوشانای سرو ب...
گذشته... - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 21:00
گلنار، گلنار، کجايي که از غمتناله ميکند عاشق وفادارگلنار، گلنار، کجايي که بي تو شددل اسير غم ديدهام گهربارگلنار، گلنار، دمي اولين شبآشنايي و عشق ما به ياد آرگلنار، گلنار، در آن شب تو بودي وعيش و عشرت و آرزوي بسيارچه ديدي از من حبيبم گلنارکه دادي آخر فريبم گلنارنيابي اي کاش نصيب از گردونکه شد ناکامي ...
نه قدرت... - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 21:00
نه قدرت که با وِی نشينــمنه طاقت که جُز وِی ببينـــمشده است آفت عقل و دينماِی دلارا، سروِ والاکار عشقم چــه بالا گرفتـــهدر سر من جُنون جا گرفتـــهجای عقل عشقت يک جا گرفتهخانه دل به يَغما گرفتهآفت تن، فتنه جــانرهزن دين، دُزد ايمــانترک چشمت، نی زِ پنهانترک چشمت، نی زِ پنهانآشکار، آشکار، آشکارا، اِی...
می صبوح و شکرخواب صبحدم تا چند.... - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 21:00
طفیل هستی عشقند آدمی و پری                                    ارادتی بنما تا سعادتی ببریبکوش خواجه و از عشق بینصیب مباش                       که بنده را نخرد کس به عیب بیهنریمی صبوح و شکرخواب صبحدم تا چند                        به عذر نیم شبی کوش و گریه سحریتو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار       ...
پیش رویت دگران صورت بر دیوارند - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:01
پیش رویت دگران صورت بر دیوارند نه چنین صورت و معنی که تو داری دارند تا گل روی تو دیدم همه گلها خارند تا تو را یار گرفتم همه خلق اغیارند آن که گوین
وطن - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:01
پرویز ناتل خانلری : «یکی از دوستان، دستنویس شعری را به من داد که شاید هنوز چاپ نشده و شاعر آن را هم تازگیها ندیدهام. اما یکی از بهترین شعرهایی است که معنای وطن را در ذهن و جان آدمی جا میدهد. شاعر ع
دوستدارت... - تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 21:44
امروز صبح که ازخواب بيدارشدي،نگاهت مي کردم؛و اميدوار بودم که با من حرف بزني،حتي براي چند کلمه،نظرم را بپرسي يا براي اتفاق خوبي که ديروز درزندگي ات افتاد،از من تشکر کني!!! اما متوجه شدم که خيلي مشغولي،
بگو کجایی؟ - تاریخ: 1397/4/30 ساعت: 19:08
به سوی تو، به شوق روی تو، به طرف کوی توسپیده‌دم آیم، مگر تو را ج&#1
عابد و ابلیس - تاریخ: 1397/4/30 ساعت: 19:08
در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند: فلان جا درختی است و ق&
فقط 8 دقیقه!! - تاریخ: 1397/4/30 ساعت: 19:08
ﻧﮕﺎﻩ ﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﭘﺮﺩﻩ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﺑﻮﺩ.ﺍﮐﺮﺍﻥ ﻓﻴﻠﻢ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ،ﺷ&#6519
از آسمان - تاریخ: 1396/11/1 ساعت: 11:38
چه کسی خواهد خواندشعر چشمان تو راکه به هر یک مژه بر هم زدنیغزلی نو به سراپرده ی دل می سازدبهتر از منچه کسی خواهد خواند ؟؟؟ 95/10/13
تمرد... - تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 1:56
شب گذشته من و او چه خواب خوبی بود در آن سیاهی شب آفتاب خوبی بودهمیشه موقع دیدار او دلم می ریخت اگرچه ترس نبود اضطراب خوبی بود گناه نیمه شب ما کلام حافظ شد گناه نیمه شب ما ثواب خوبی بود ................................ رقعه - سید حمیدرضا برقعی با یاد او برچسبها: حمیدرضا برقعی
ماه منی تو آرزوی دلخواه منی.... - تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 1:56
رشک پری... نه کسی آید به برمنه ز کس باشد خبرمبه خدا از جان گذرم تو جلوه گریسوی تو آورده دلمبه بلا خو کرده دلمز غمت پرورده دلم ای رشک پریبه خدا دلخواه منیبه شب من ماه منیز چه رو جانکاه منیصبرم ببریتو مرو از محفل مندل من شد قاتل منتو نجو از این دل من دیوانه تریچون برق بلائی در خرمن مائیبه بلا کشیم چوب
فقیر و کریم - تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 1:56
بایزید بسطامی را پرسیدند:اگر در روز رستاخيز خداوند بگويد چه آورده ای؛ چه خواهی گفت؟بايزيد فرمود: وقتی فقيری بر کريمی وارد ميشود به او نميگويند چه آورده ای، بلکه ميگويند چه ميخواهی.... با آسمان.. نويسنده:علیرضا | جمعه دهم دی ۱۳۹۵ |
از خر بگو.. - تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 1:56
مردی روستائی پسری داشت که دوران بلوغ را پشت سر گذاشته و به حد مردان رسیده بود. روزی به زن خود گفت: اگر تنگ دستی و سختی معاش ما همچنان ادامه یابد ناگزیر برای عروسی پسرمان باید خر را بفروشیم. این سخن را پسر شنید و از آن روز به بعد هر دفعه که پدر لب به سخن می گشود پسر به میان حرف او می دوید و میگفت از ...
سرباز شجاع - تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 1:56
اسکندر مقدونی در جنگی در میان لشگریانش سربازی دید که بر اسبی لاغر و علیل سوار است. سرزنشش نمود و گفت: شرم نداری با این اسب به معرکه آمده ای؟سرباز خندید. اسکندر تعجب کرد و گفت: من به تو عتاب می کنم و تو می خندی؟ سرباز گفت: من بر اسبی سوارم که هرگز نمی توانم با آن از جنگ بگریزم اما شما بر اسبی سواری

برچسب‌های مرتبط

محرم فؤاد | محرم 2016 | محرم نویدکیا | محرمانه با همسران | محرم كوسا | محرمانه تهران | محرم بسیم | محرم پناهی | زبان مردم برزیل | زبان مردم گرجستان